
رودخانه دز و پل دزفول
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
دی 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
لینک ها
جمعیت امام علی(ع)
رسانه نگاري و مدیریت رسانه
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
عنوانش بماند برای بعد
اندیشه
صدای ارتباط
اخبار جمعیت دانشجویی امام علی
فرحزاد
خبرگزاری واسونگ
دیوار نوشت های مرد طبقه سوم
خونه قدیمی
دزفول شناسی
گروه دزفول
آرشیو پیوندهای روزانه
بیچاره مردم خوزستان ، این چند سال اخیر هر چند وقت یک بار وضعیتی به مراتب وخیم تر از چیزی که الان پایتخت نشینان با آن روبرو هستند را تجربه کردند اما صدایشان را هیچ کس نشنید . صدای آنها را وقتی شنیدند که روسای و مسوولین کشور این مسئله را از نزدیک مشاهده کردند و خطرش را برای خود و فرزندانشان حس کردند . فرزندان و مردم دیگر استانها و شهرهای ایران زمین چی می شود ! مهم نیست ! اونها را فقط برای رای دادن می خواهند و بس البته اگر بهشان رای داده باشند!!! من بارها به چشم خود دیده ام که در تمام شهرهای خوزستان توفان شن (که البته در حافظه قدیمی تر ها جایی نداشته) چنان غلیظ و وحشت بار بوده که حتی جلوی پایت را نمی دیدی ! باور کنید به جای باران از آسمان خاک می بارید شاید اسمش را به عنوان پدیده ای جدید خاکران باید می نامیدیدم ! آنقدر این وضعیت طول می کشید که علاوه بر جسم مان روح و روانمان را نیز در بر میگرفت و شاید بیماری هایی مثل افسردگی و ... را به خود نزدیک تر می دیدیم . اما مسوولین محترم حتی اندک توجهی به این مردم نکردند .خبر را به نحوی در شبکه هایشان اعلام می کردند که انگار یک باران رحمت بر سر مردم می بارد و مشکلی نیست ؛ دریغ از اعلام یک حالت فوق العاده یا حتی توزیع ماسک بی ارزش در سطح شهر و یا حتی گاه ادارات و مدارس را تعطیل نیز نمی کردند. مردم خوزستان عجیب صبورند گاه از این صبرشان عصبانی می شوم اما فکرش را که میکنم می بینم باید انگشت اتهام را به سوی مسوولینی بگیرم که احساس مسوولیت که هیچ ، احساس انسان دوستی هم ندارند! آنوقت برای بسیج نیرو چقدر عمیق و سریع عمل می کنند تا بقول خودشان اراذل را سرکوب کنند .... برای سلامت مردم اما هیچ . حال که خود احساس خطر کرده اند هیئتی می فرستند تا شاید بررسی کند ببیند علت چیست ؟ حال چقدر دیر شده بماند ! چه بیماری هایی دامنگیرمان شده بماند ! من نمی گویم بیایید جلوی این مسئله را با بادبزن بگیرید یا خدای ناکرده تقصیر شماست که چنین اتفاقاتی می افتد من می گویم باید از همان اول به سلامت مردم تان می اندیشید نه اینکه با بی توجهی کاری کنید که مردم ایران احساس سرخوردگی و دور افتادگی و بی توجهی به زندگی و سلامتشان را باز هم تجربه کنند... مردمی که شایسته احترام و توجه هستند و اگر آنها نبودند و دفاع نمی کردند شاید الان کشور ایرانی در کار نبود... حالا هم با ناراحتی و دلشکسته می گویند خدا را شکر که به تهران رسید مثل زمان جنگ !
پنجشنبه هجدهم تیر 1388-10:58 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته


