تبليغاتX
دژپل ژورنالیسم - یکشنبه 24 خرداد
 
دژپل ژورنالیسم

من می نویسم پس هستم
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
یکشنبه 24 خرداد

بعداز ظهر دیروز انقلاب خیلی شلوغ بود برخی شعار میدادن و برخی هم به تماشا ایستاده بودند و گاه به آنها می پیوستند. داخل دانشگاه تهران در اصلی دانشجویان یکصدا شعار می دادند و مردم را تشویق به حمایت می کردند. نیروهای گارد ویژه آماده بودند و شروع کردند به پراکنده کردن مردم حتی کسانی که در ایستگاهها ایستاده بودند را با باتوم متفرق کردند دیدم چنان به پای دختری زدند که ساق شلوارش پاره شد و دستانش را هم بی نصیب نگذاشتند نگران دانشجوها شدم .... پس به سر آنها که شعار می دادن چه می آورند این که فقط تماشا می کرد؟ دختر می گفت از باتوم می ترسیدم که دیگه ترسم ریخت ! طرفدارهای رئیس جمهور منتخب !!!! هم در خیابان ولی عصر بودند و همزمان که او سخنرانی می کرد شروع کردند به سرکوب مخالفانش در خیابان انقلاب ، سیل جمعیت را با باتوم پراکنده می کردند به دنبال ما افتادند و ما هم فرار کردیم . تعداد موتور سوارها و پیاده ها خیلی زیاد و متنوع شد هر گروه به شکلی خاص لباس پوشیده بودند حالا لباس شخصی های 18 تیر هم مسلح بودند ! آمبولانسها هم آنجا آماده بودند بعد از اینکه متفرق شدیم شنیدم به دانشگاه تهران حمله کردند و دانشجویان را به قصد کشت کتک زدند! آمبولانسها به راه افتادند....

طرفداران احمدی نژاد را دیدیم که  از سخنرانی اش در میدان ولی عصر می آمدند یکی از دوستان از آنها پرسید : حالا دیگه همه دزد شدند به جز احمدی نژاد ؟ آنها پاسخ دادند : ولمون کن تو رو به خدا ما چه می دونیم . یکی دیگشون گفت والا من خیلی می ترسم از ترس!

شب ساعت 9 سعادت آباد پر از معترضین و نیروهای ضد شورش و ...بود با بانگ الله اکبر و بوق زدنهای مکرر ماشین ها شروع شد و همین طور با آتش زدن زباله ها و اموال دولتی و تخریب چراغ ها و.... ادامه پیدا کرد اماکسی به ماشین کسی و شیشه کاری نداشت. تا اینکه مردم خیابان پاکنژاد را بستند و آتش روشن کردند و شعار دادند اینبار جالب بود چون به دستشان چوب و سنگ هم می دیدم مردم خیلی خشمگین بودند چون شب قبل نیروهای بسیجی آخر شب در یک خانه را در کنار درمانگاه ساج شکستند و به داخل هجوم آوردند چون دختری داشت شعار میداد؟

امشب مردم مسلح بودند خیلی نگران کننده بود کسی نیست که این موج را هدایت کند تا آسیب کمتری ببینند آنها خیلی خشمگین هستند.

موتوری ها به مردم نزدیک شدند ولی تعدادشان کم بود وقتی دیدند کسی از جایش تکان نخورد بیسیم زدند و بعد از 5 دقیقه تعدادشان 3 برابر شد و البته ایندفعه اسلحه داشتند و تیراندازی کردند نمی دانم تیرها واقعی بود یا نه مردم هم دیدند حریف گلوله نمی شوند متفرق شدند.. بخشی از آنها وارد مجتمع مسکونی شدند و نیروها بدنبال آنها در مجتمع را شکستند و به محوطه وارد شدندمردم فرار کردند یکی که دیر اقدام کرد را به باد کتک گرفتند و بعد شیشه های ماشین هایی را که داخل و بیرون مجتمع پارک شده بودند را پایین آوردند البته به ماشین های مدل پایین کار نداشتند باتومشان تنها ماشین های مدل بالا را هدف قرار داده می داد . چرا ماشین ها ؟ حتما ماشین ها کار بدی کرده بودند دشنامی ، شعاری چیزی داده بودند !!!. و در عرض یک ساعت همه رفتند خونه هاشون !!!

 به نظر من این مبارزات بی هدف تنها انرژی از ما می گیرد انرژی ای که باید جمع شود تا یکصدا در جایی خود را بصورت هدفمند نشان دهد. این شرایط به رهبری قدرتمند نیاز دارد رهبری که بتواند از این فرصت به نحو احسنت استفاده کند و تهدید را به فرصتی طلایی تبدیل کند...

 



دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388-12:20 |   | مرجان اردشیرزاده | گروه  |لینک به نوشته