تبليغاتX
دژپل ژورنالیسم - سرنوشت!!!
 
دژپل ژورنالیسم

من می نویسم پس هستم
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
سرنوشت!!!

رای هم دادیم سرنوشت کشورمان را خواستیم خود تعیین کنیم تا نگویند ایرانیان نسبت به آینده شان بی تفاوت هستند! نشان دادیم که می خواهیم و تلاش می کنیم ، اما دستهای ما خالی است و دستهای آنها پر ! کسی صدای ما را نمی شنود و شاید نمی خواهند که بشنوند ! آری تاریخ تکرار می شود همان شعارهایی را که 30 سال پیش در پدران و مادران ما سر دادند امروز پسران و دختران سر می دهند ! یعنی ما برای خواسته های طبیعی خود که سالها برایشان جانها داده شده باز باید جان بدهیم؟ عجیب بود خیلی عجیب ؟ فکرش را هم نمی کردیم اما خیلی خوب شد که سر برخی از دمل های چرکین جامعه مان باز شد ؛ هنوز دمل های اصلی سر در نیاورده اند اما خیلی نزدیک شده ایم و داریم نزدیک تر می شویم هر چه نزدیک تر شویم خطرناک تر می شود و همه چیز ممکن! مگر اینکه خداوند به رحم بیاید! به ما ایرانیان هوشمند اما عقب نگه داشته شده و در برخی موارد نادان . من دوست دارم خوش بین باشم . راستش برای این است که به دلسردی و افسردگی دیروز دچار نشوم که به قدری عمیق بود که شاید بتوان گفت توان هر حرکتی را از من گرفت ... و معنای سرخوردگی را بار دیگر فهمیدم. اینبار با امیدی بیشتر در نتیجه سرخوردگی پس از آن عمیق تر بود... این سرخوردگی را در فضا حس میکردم درون تمام افراد حتی کسانی که به آن دیگری رای داده بودند نیز .... حتی کسانیکه به دلیل بالا رفتن حقوقشان به آن دیگری رای دادند هم شادابی نبود... آری وقتی حقی ضایع می شود هر چقدر هم که تو نفع ببری باز بخشی از پیکر تو ضایع شده است ؛ پس حتی اگر تا قیامت خود را به اون راه بزنی باز هم نمیتوانی از اصل قضیه فرار کنی و تو را هم دربرمی گیرد لاجرم ! اینبار حقی در حد یک ملت ضایع شد ! اما این بار به کجا می رود ایا می توانیم حق خود را بگیریم یا اینکه پس از اندک شعار دادن هایی و قلع و قمع کردن هایی همه مان دوباره مثل بره هایی رام گوشه ای می نشینیم و دم بر نمی آوریم.... چون منتظریم دیگری برود و کشته شود!

پروردگارا تو گفته بودی تا زمانی که ملتی خود نخواهد سرنوشتش را تغییر نخواهیم داد ... حالا ما می خواهیم و آمده ایم ... ما را در پناه خود گیر و اینبار قلب ها یمان و غرورمان نیز به میدان آمده اند....



یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388-10:46 |   | مرجان اردشیرزاده | گروه  |لینک به نوشته