تبليغاتX
دژپل ژورنالیسم
 
دژپل ژورنالیسم

من می نویسم پس هستم
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
مرگ تدریجی وفاداری به تلویزیونی


تلویزیون را روشن می کند و انتظار دارد پس از یک روز خسته کننده ، گرم و پر از تنش این رسانه ملی بتواند او را حداقل سرگرم کند ! شبکه دو را می بیند سریالی نشان می دهد شاید جالب باشد قصه درباره زنی به اصطلاح روشنفکر و نویسنده است  که خوب امیدوار کننده به نظر می رسد! قصه می تواند کمی سرگرم کننده باشد اما ... اعصاب خوردی از آنجا شروع می شود که همه آدم های دنیا می خواهند و می توانند این زن به اصطلاح مستقل را تحت تاثیر قرار دهند از پدر شوهرش گرفته که به پسرش توصیه می کند اگر می تواند او را تحت تاثیر قرار دهد با این زن ازدواج کند تا خود شوهر ، خواهر شوهر ، خواهر ، دوستان ، آدم بدهای خارج از کشور ( که وقتی وارد صحنه می شوند یا پاییز می شود و یا گرگها نمی دانم از کجا توی شهر تهران شروع می کنند به زوزه کشیدن!) همه و همه می خواهند او را به سوی اهداف خود بکشند ، دختر که خودش را به خانواده مذهبی خوب و مهربان قالب کرده فقط هربار به جهتی که برایش تعیین شده می رود! چقدر ناامید کننده ! کانال تلویزیون را با امید به اینکه شاید شبکه ملی کشور به دادش برسد عوض می کند .  وای چه خوب ! این یکی واقعا به دردش می خورد ! یک سریال طنز با حال ! با علاقه آن را دنبال کرد ! قیافه اش در آخر سریال مانند کسی بود که تازه متوجه شده کلاه گشادی سرش رفته ،این مجموعه طنز را هفته هاست که می بیند و کلی هم خندیده ولی چرا احساس می کند یک فیلم جنایی و خشن را دیده ؟ انگار باید همه سر هم داد بزنند و حداقل یک پس گردنی که شده نثار هم کنند ! عجب !  فکر می کند چقدر دلش می خواهد زنگ بزند و به بهرام و پویا همه چیز را بگوید و خیال همه را راحت کند تا دیگر بهانه ای برای کش دادن های خفه کننده وجود نداشته باشد! و بعد هم که از بالا پایین کردن این همه شبکه تلویزیونی! چیزی دستگیرش نشد !  یک فیلم  ! نه ولش کن این هم که از اول معلومه یک سری آدم های خوب و یک سری آدم های بد !! آخرش را می توانست برای نویسنده بفرستد و جایزه بگیرد. بقیه روزها هم از اینهمه شبکه ! چیزی عایدش نشده بود ! ولی هربار وفادار تر از همیشه این شبکه های متنوع را به داشتن ماهواره ترجیح داده بود اما ! از این همه وفاداری حتی روزهای جشن هم پاسخی ندیده بود . او که مجبور بود در خانه بماند حالا با صدای تلویزیون بی وفا ! از جا می پرد مگر امروز عید و جشن نیست؟ (از خود می پرسد) پس چرا صدای فریاد و سینه زدن می آید ؟ خوب که دقت می کند می بیند همان مداح قبلی است که اینبار با همان آهنگ ها تنها اشعار را تغییر می دهد و مردم را به کف زدن ترغیب می کند ! عجب! یه زمانی برنامه ها بوی آخر شب خسته تر از همیشه به وفاداریش می اندیشد آیا همچنان ساعات خالی زندگی اش را با او پر کند؟ و یا  شاید گزینه های دیگر....



چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387-12:16 |   | مرجان اردشیرزاده | گروه  |لینک به نوشته
شش سال در انتظار دریافت مجوز

گزارش ایسنا از شرایط دریافت مجوز در کشور

ایسنا - ایران از نظر تعداد نشریات موجود، در ردیف پانزدهم دنیا اما به لحاظ تیراژ، در رده‌های پایین قرار دارد؛ شاید بتوان راه‌اندازی تقریبا آسان (البته با كمك یارانه‌ها) مطبوعه را در كشور، یكی از دلایل این اتفاق دانست؛ از سوی دیگر، گرچه صرف زمان طولانی برای كسب مجوز روزنامه در ایران باعث شده ‌است نشریات در داخل دیر به دیر متولد ‌شوند، اما به دلایلی و با وجود این تولد دیرهنگام هم یا زود افول می‌كنند و یا با اندك شاخ و برگی به حیاتشان ادامه می‌دهند.

تاسیس مطبوعات در كشورهای مختلف بر اساس نظام‌های حقوقی حاكم بر آن‌ها، قوانین خاص خود را داراست؛ در كشورهایی كه قانون مطبوعات، بر نظام پیشگیری استوار است، دریافت مجوز بر اساس شرایط خاص، تنها راه انتشار نشریات است؛ اما در كشورهایی كه نظام تنبیهی، اساس قانون مطبوعات قرار داده شده، هیچ محدودیتی برای انتشار مطبوعات وجود ندارد و تنها در صورت ارتكاب جرم با آن‌ها برخورد می‌شود.

در كشوری مانند ایران نیز از آنجا كه نظام پیشگیری، اساس ایجاد و شكل‌گیری قانون مطبوعات فعلی كشور بوده است، گرفتن مجوز تنها راه تاسیس نشریه بر اساس شرایطی چون تابعیت ایرانی،‌ دارا بودن حداقل 25 سال سن در زمان ارایه‌ی تقاضا، عدم ورشکستگی به تقلب و تقصیر، عدم اشتهار به فساد اخلاقی و سابقه‌ی محکومیت کیفری بر اساس موازین اسلامی که موجب محرومیت از حقوق اجتماعی باشد، داشتن صلاحیت علمی در حد کارشناسی و یا پایان سطح دو در علوم حوزوی و نیز پایبندی و التزام عملی به قانون اساسی است.

اما اخیرا از سوی وزارت ارشاد، دو ویژگی دیگر هم به ضوابط درخواست كنندگان مجوز اضافه شده است؛ داشتن پول كافی (چیزی حدود 200 میلیون تومان سرمایه) و دیگری داشتن سوابق حرفه‌یی و یا رجل سیاسی بودن.

شاید به دلیل همین شرایط نه‌چندان آسان (بویژه دو مورد اخیر) باشد كه صدور مجوز روزنامه در كشور در مقایسه با سایر نشریات، بویژه در ماه‌های اخیر كاهش چشمگیری داشته است؛ به گونه‌ای كه از میان حدود 33 مجوز انتشاری كه هیات نظارت بر مطبوعات، در سه ماهه‌ی پایانی سال گذشته صادر كرد، تنها دو مجوز به روزنامه تعلق داشته كه البته یكی از آن‌ها نیز به یك روزنامه‌ی ورزشی مربوط بوده است.

http://www.medianew s.ir/fa/2008/ 06/07/iran- press.html



ادامه مطلب


سه شنبه هشتم مرداد 1387-17:18 |   | مرجان اردشیرزاده | گروه  |لینک به نوشته