
رودخانه دز و پل دزفول
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
لینک ها
جمعیت امام علی(ع)
رسانه نگاري و مدیریت رسانه
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
عنوانش بماند برای بعد
اندیشه
صدای ارتباط
اخبار جمعیت دانشجویی امام علی
فرحزاد
خبرگزاری واسونگ
دیوار نوشت های مرد طبقه سوم
خونه قدیمی
دزفول شناسی
گروه دزفول
آرشیو پیوندهای روزانه
خبر سال خشکی و بی آبی همه را نگران می کند و انتظار باران مانند منجی برای همه به معجزه و رهایی می ماند . باران به موقع چقدر نعمت است و ما قدرش را نمی دانیم دوران کودکی ام هر بار که خبر از نیامدن باران و سختی پس از آن می آمد گمان می کردم آسمان با ما قهر کرده چرا که هر وقت درش را به رویمان باز می کند زود قایم می شویم و پنجره ها را می بندیم تا مبادا خیس شویم و سرما بخوریم از این رو هر بار که باران می بارید چترم را عمدا خانه جا می گذاشتم و از مدرسه تا خانه را زیر باران طی می کردیم تا بداند من از آمدنش شاد شادم و نمی ترسم و از خیس شدن غر نمی زنم سعی می کردم تا با شادی به آسمان نگاه کنم و شکر کنم هیچ کس مرا شادتر از هنگامی که باران می بارید و در زیر آن گام برمی داشتم نمی دید.هیچ چیز مرا در آن هنگام غمگین نمی کرد. آن شعر باز باران با ترانه را با آواهای گوناگون برای خودم زمزمه می کردم هنوز در گوشم طنین می افکند : باز باران با ترانه با گهر های فراوان می خورد بر بام خانه.....
قرار نیست در قرن 21 که دیگر بشر به مهار طبیعت در جهت رفاه خود دست زده ما همچنان نگران بی آبی باشیم بسیاری از ما که دانا و خردمند هستیم سعی می کنیم علاج واقعه قبل از وقوع کنیم برای نمونه با آمدن دو سه رگبار هول ورمان نمی دارد که آب پشت سد ها را هدر دهیم و به این امید که حتما باران و ذخیره های بعدی در راه است روزگار خود و دیگران را بدون تدبیر و برنامه ریزی درست تباه کنیم . نمی دانم این تحلیل درست است یا نه و یا صحت دارد یا خیر و لی این خبری است که مردم جنوب بویژه در باره سد دز و هدر دادن آب آن در زمستان گذشته و در نتیجه کمبود آب و قطعی احتمالی برق در تابستان گرم امسال می دهند و با نگرانی در انتظار فصل گرما و ساعات خاموشی در گرمای طاقت فرسای خوزستان می دهند. می گویند احتمال دارد امسال ساعات کاری در شهرهای گرم خوزستان تغییر کند ! می گویند و می گویند و ... تنش و عطش و.... معلوم نیست این وسط کی باید چه کار می کرده و آیا کسی برای این مردم که از جان و مال خویش برای دفاع از میهن عزیزمان گذشتند ارزشی قایل است که اندک توزیع و یا حداقل توضیحی و لو شایعه بودن این مسئله بدهد ؟! آیا کسی تا بحال از خود پرسیده چرا این سرزمین خاکی چنین حاصلخیز دارد ؟ شاید شهد عشق و از خود گذشتگی را نوشیده .... امسال خبری از سرسبزی هر سال نبود می توانستی خشکی و عطش زمین را از الان حس کنی گرما نیز خیلی زود صورت سرخش را نشان داد و خبر داد که باید دست به کار شد هر چند دیر!
صدای نم نم باران را می شنوم چه مهربان می بارد زمین های دزفول، اهواز، شوشتر....همه در انتظار تو بوده اند از بشر دو پا که خیری ندیده اند مگر تو بباری که باز ترانه ات بر بام خانه ها گهر های فراوان ببارد گهر هایی که در زمین فداکاری و عشق و دلدادگی فرو می روند و جوانه می زنند تا حاصلخیزی را برای انسان های مهربانش به ارمغان بیاورند .

چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387-0:48 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

هر سال روزهای اول بهار بوی بهارنارنج های شهر زیبایم دزفول مرا سرشار می کند و به یادم می آورد که چه باشی چه نباشی ،چه بباری چه نباری ،چه در یابی چه درنیابی ، درختان شکوفه می دهند هر سال بهار و نوروز می آیند و به همه چیز رنگ و بوی تازگی می دهند نمی توان با نوروز عناد داشت زیرا باشکوهش چنان تازگی می دهد و به ناز می نشیند که لب ها را تنها به ستایش وامی دارد.دوست دارم امسال نیز قلب هایمان را بزرگ و تازه تر کند دوست دارم امسال چشم هایمان را شستشو دهد تا بهتر یکدیگر را ببینیم و در یابیم . افسوس به حال کسی که تو را دوست ندارد این رقص باشکوه پروردگار را ! این جادوی خیره کننده او را ! تو را دوست دارم و امسال نیز ناز تو را به نیازم خریده ام .
نوروز بر شما فرخنده و خجسته باد.
عکس هایی از نوروز در دزفول

یکشنبه چهارم فروردین 1387-16:5 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته







