تبليغاتX
دژپل ژورنالیسم
 
دژپل ژورنالیسم

من می نویسم پس هستم
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
شاخص های آزادی مطبوعات

واژه‌هاي كليدي
شاخص‌هاي آزادي مطبوعاتي‏، آزادي مطبوعاتي، اصلاحات رسانه‌اي، استقلال رسانه‌اي، آزادي رسانه‌اي:
در دو دهه‌ي اخير آزادي و اصلاح رسانه‌هاي گروهي مورد بررسي دقيق سازمان‌هاي دولتي و غير دولتي و محققين دانشگاهي قرار گرفته است. اصلاح و آزادي مطبوعاتي اغلب امري ذاتاً مهم تلقي مي‌شود و از ديدگاه بسياري از افراد با توسعه نهادهاي دموكراتيك و جامعه مدني ارتباط دارد. از نظر برخي، اصلاح رسانه‌اي پيش نيازي براي آزادي رسانه‌اي و آزادي رسانه‌اي شرط لازم براي دموكراتيك شدن است.
بعلت اهميت آزادي رسانه‌اي، دولت‌هاي غربي سرمايه گذاري زيادي صرف تربيت و آموزش كاركنان رسانه و همچنين اصلاح رسانه‌اي كرده اند، به علاوه شماري از سازمانهاي دولتي و غير دولتي صاحب نام شاخص‌هاي آزادي مطبوعاتي را حداقل بطور ضمني توسعه داده اند تا از طريق آن بتوانند نتايج و پيامدهاي ناشي از اصلاح رسانه‌اي و يا مورد نياز اصلاح رسانه‌اي را شناسايي نمايند. از آنجايي كه روش‌هاي ايجاد اين شاخص‌ها و پايه‌هاي مفهومي‌آنها هميشه واضح و آشكار نيست امكان سوگيري در پيش فرض‌هاي اين شاخص‌ها وجود دارد. ممكن است شاخص‌هاي متضاد مفاهيم متفاوت را اندازه بگيرند يا همان مفاهيم را با درجه پاييني از اطمينان اندازه‌گيري كنند و يا همان مفاهيم را با روشي مطمئن ولي فاقد اعتبار اندازه‌گيري نمايند.
مفهوم آزادي مطبوعاتي
مفهوم آزادي مطبوعاتي، مقوله‌اي بحث انگيز و جنجالي در ادبيات ارتباط جمعي است. اولين تعريف از مفهوم آزادي مطبوعاتي از ساختار جغرافيايي، سياسي پس از جنگ جهاني دوم منتج مي‌شود و عمدتاً بر آزاد شدن مطبوعات از كنترل دولت متمركز شده است. لون اشتاين (1970) معتقد بود مطبوعات آزاد، روزنامه‌ها، گاهنامه‌ها، آژانس‌‌هاي خبري، كتاب‌ها و راديو و تلويزيون‌هايي هستند كه علاوه بر داشتن استقلال كامل، به جز در مواردي استثنايي مربوط به قوانين هتك حرمت و هرزگي، قدرت انتقاد كردن داشته باشند. همچنين اين مطبوعات مالكيت متمركز ندارند و فاقد واحدهاي اقتصادي جانبي يا قوانين سازمان يافته براي خود هستند.
ويور (1977) سه مولفه آزادي مطبوعاتي را اينگونه تعريف مي‌نمايد: 1- عدم حضور نسبي قيد و بندهاي دولت در رسانه. 2- عدم حضور نسبي محدوديت‌هاي غير دولتي. 3- وجود شرايطي كه انتشار عقايد و نظرات گوناگون را در سطحي گسترده براي مخاطبين تضمين مي‌نمايد. پيكارد (1985) دو مقوله‌ي آزادي مطبوعاتي منفي كه در آن كنترل‌هاي مجاز و قانوني وجود ندارد، مثل سانسور، و آزادي مطبوعاتي مثبت را كه در آن همه‌ي افراد حق استفاده از رسانه را دارند، از هم متمايز مي‌كند.
كار بعدي مربوط به‌هاچن (1987) است كه معتقد است تعريف آزادي رسانه‌اي بايد شامل مفاهيم ديگري مثل نقش رسانه در ساخت يك كشور، توسعه اقتصادي، غلبه بر فقر و بي‌سوادي و ايجاد شعور و ‌آگاهي سياسي، باشد.
هاگن (1992) بر دموكراسي رسانه‌اي تاكيد كرده و تغيير ساختار جريان يكسويه و از بالا به پايين پيام در رسانه‌هاي جمعي را از طريق افزايش مشاركت شهروندان، پيشنهاد مي‌كند. برونيگ (1994) آزادي مطبوعاتي را نوعي از ارتباطات در نظر مي‌گيرد. مفاهيم ديگر عبارتند از آزادي بيان، آزادي عقيده و آزادي اطلاعاتي.
واژه‌هاي كليدي
شاخص‌هاي آزادي مطبوعاتي‏، آزادي مطبوعاتي، اصلاحات رسانه‌اي، استقلال رسانه‌اي، آزادي رسانه‌اي:
در دو دهه‌ي اخير آزادي و اصلاح رسانه‌هاي گروهي مورد بررسي دقيق سازمان‌هاي دولتي و غير دولتي و محققين دانشگاهي قرار گرفته است. اصلاح و آزادي مطبوعاتي اغلب امري ذاتاً مهم تلقي مي‌شود و از ديدگاه بسياري از افراد با توسعه نهادهاي دموكراتيك و جامعه مدني ارتباط دارد. از نظر برخي، اصلاح رسانه‌اي پيش نيازي براي آزادي رسانه‌اي و آزادي رسانه‌اي شرط لازم براي دموكراتيك شدن است.
بعلت اهميت آزادي رسانه‌اي، دولت‌هاي غربي سرمايه گذاري زيادي صرف تربيت و آموزش كاركنان رسانه و همچنين اصلاح رسانه‌اي كرده اند، به علاوه شماري از سازمانهاي دولتي و غير دولتي صاحب نام شاخص‌هاي آزادي مطبوعاتي را حداقل بطور ضمني توسعه داده اند تا از طريق آن بتوانند نتايج و پيامدهاي ناشي از اصلاح رسانه‌اي و يا مورد نياز اصلاح رسانه‌اي را شناسايي نمايند. از آنجايي كه روش‌هاي ايجاد اين شاخص‌ها و پايه‌هاي مفهومي‌آنها هميشه واضح و آشكار نيست امكان سوگيري در پيش فرض‌هاي اين شاخص‌ها وجود دارد. ممكن است شاخص‌هاي متضاد مفاهيم متفاوت را اندازه بگيرند يا همان مفاهيم را با درجه پاييني از اطمينان اندازه‌گيري كنند و يا همان مفاهيم را با روشي مطمئن ولي فاقد اعتبار اندازه‌گيري نمايند.
مفهوم آزادي مطبوعاتي
مفهوم آزادي مطبوعاتي، مقوله‌اي بحث انگيز و جنجالي در ادبيات ارتباط جمعي است. اولين تعريف از مفهوم آزادي مطبوعاتي از ساختار جغرافيايي، سياسي پس از جنگ جهاني دوم منتج مي‌شود و عمدتاً بر آزاد شدن مطبوعات از كنترل دولت متمركز شده است. لون اشتاين (1970) معتقد بود مطبوعات آزاد، روزنامه‌ها، گاهنامه‌ها، آژانس‌‌هاي خبري، كتاب‌ها و راديو و تلويزيون‌هايي هستند كه علاوه بر داشتن استقلال كامل، به جز در مواردي استثنايي مربوط به قوانين هتك حرمت و هرزگي، قدرت انتقاد كردن داشته باشند. همچنين اين مطبوعات مالكيت متمركز ندارند و فاقد واحدهاي اقتصادي جانبي يا قوانين سازمان يافته براي خود هستند.
ويور (1977) سه مولفه آزادي مطبوعاتي را اينگونه تعريف مي‌نمايد: 1- عدم حضور نسبي قيد و بندهاي دولت در رسانه. 2- عدم حضور نسبي محدوديت‌هاي غير دولتي. 3- وجود شرايطي كه انتشار عقايد و نظرات گوناگون را در سطحي گسترده براي مخاطبين تضمين مي‌نمايد. پيكارد (1985) دو مقوله‌ي آزادي مطبوعاتي منفي كه در آن كنترل‌هاي مجاز و قانوني وجود ندارد، مثل سانسور، و آزادي مطبوعاتي مثبت را كه در آن همه‌ي افراد حق استفاده از رسانه را دارند، از هم متمايز مي‌كند.
كار بعدي مربوط به‌هاچن (1987) است كه معتقد است تعريف آزادي رسانه‌اي بايد شامل مفاهيم ديگري مثل نقش رسانه در ساخت يك كشور، توسعه اقتصادي، غلبه بر فقر و بي‌سوادي و ايجاد شعور و ‌آگاهي سياسي، باشد.
هاگن (1992) بر دموكراسي رسانه‌اي تاكيد كرده و تغيير ساختار جريان يكسويه و از بالا به پايين پيام در رسانه‌هاي جمعي را از طريق افزايش مشاركت شهروندان، پيشنهاد مي‌كند. برونيگ (1994) آزادي مطبوعاتي را نوعي از ارتباطات در نظر مي‌گيرد. مفاهيم ديگر عبارتند از آزادي بيان، آزادي عقيده و آزادي اطلاعاتي.
منبع
 http://azari- gh.blogfa. com/post- 35.aspx- gh.blogfa. com/post- 35.aspx



ادامه مطلب


شنبه پنجم آبان 1386-9:59 |   | مرجان اردشیرزاده | گروه  |لینک به نوشته