تبليغاتX
دژپل ژورنالیسم
 
دژپل ژورنالیسم

من می نویسم پس هستم
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
پیدایش و گسترش اندیشه های جامعه شناختی ارتباطات

پیدایش و گسترش اندیشه های جامعه شناختی ارتباطات
نویسنده: آمنه صدیقیان بیدگلی#Sample Image
 مقدمه: در فرهنگ لغت وبستر، واژه ارتباط با معادل هایی نظیر رساندن،بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه  و مراوده داشتن، معنا شده است.فرهنگ فارسی معین، ارتباط را به معنی ربط دادن، بستن، پیوند، و ... به کار برده است.
ارسطو فیلسوف یونانی اولین دانشمند شناخته شده ای است که 2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباطات سخن گفته است. او در کتاب مطالعه معانی بیان که معمولا آن را مترادف ارتباط می دانند، در تعریف ارتباط می نویسد: ارتباط عبارت است از جستجو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران.(آذری، 1384:31)
در تعریف ارتباط اندیشمندان تاکیدات گوناگونی به کار برده اند. گروهی از اندیشمندان در تعریف بر ترغیب و اقناع یا همانندی و اشتراک فکر با ابعاد گسترده تر و به صورت تاثیر مطرح کرده اند.عد ای بر پاسخ و بازتاب تاکید بیشتری کرده اند. عده دیگری از اندیشمندان بر عنصر پیام تاکید کرده اند.در تاریخ اندیشه های ارتباطاتی، مکاتب و نظریات گوناگونی مطرح شده است. پس از ارائه تاریخچه کوتاهی از شکل گیری و گسترش اندیشه ها به ارائه برخی از موثرترین صاحبنظران برخی  دیدگاه ها می پردازیم.
تاریخچه ای از نخستین اندیشه های جامعه شناختی ارتباطات
اندیشه های نوین  در علم ارتباطات اجتماعی در قرن بیستم رشد و پرورش یافتند. اما تفکرات اجتماعي، فيلسوفانه و حتي تفکرات زيبايي شناسانه و هنری انديشمندان هزاره هاي اخير همگي در خدمت تدوين و ترکيب نظريه هاي ارتباطات اجتماعي اخير بوده اند. در واقع پويايي اين علم نيز مانند بسياري علوم ديگر از انديشه  ايرانيان، روميان و يونانيان پيش از ميلاد مسيح، آغاز شده است. ويلبر شرام در کتاب زندگي و انديشه پيشتازان علم ارتباطات تأکيد مي کند:
رومي ها فعل ارتباط Comunicare را به کار بردند و يوناني ها داراي ريشه «سخنوري و بلاغت» بوده اند. در يونان به تحليل و آموزش «علم معاني بيان» مي پرداختند که در مفاهيم « اقناع» و «تبيين» معنا مي يافتند. افلاطون یکی از کتب کلاسيک تاريخ مطالعه ارتباطات را به صورت« تمثيل در غار» تأليف نمود. در اين رابطه شرام فعاليت هاي فکري ارسطو، سقراط، افلاطون، سفسطه گرايان، کنفسيوس، سزار به عنوان يک خبر نگار جنگي، تاريخ دانان و شعرا را يادآوري مي کند.(ر.ک: شرام، 36:1381-33)
بشر در قرون متمادي از آثار دست نويس جهت انتقال دانش و اطلاعات استفاده مي کرد. جارچيان نيز در حکم وسايل ارتباطي شفاهي به ايفاي نقش مي پرداختند. حروف فلزي کشف شدند. سپس صنعت چاپ به سمت کاغذ هاي خبري و سپس به سوي روزنامه ها توسعه يافتند فروشگاه هاي چاپ و نشر، به فروش کتاب هاي توليد شده پرداختند. پس از اين حرکت اجتماعي، ارتباطات انساني از برجستگي متفاوتي در جامعه برخوردار شد. ، دامنه وسایل ارتباطی مکتوب و به تبع زمینه های رشد علم ارتباطات گسترش یافت. به گونه اي که در طول زمان در اوايل قرن 16 با جريان 20 ميليون کتاب در اروپا مواجه هستيم. پس از اين دوره  به طور فزاینده ای با برجستگي مسايل مرتبط با وسايل ارتباط جمعي خصوصا مکتوب  مواجه هستيم.
اکثر دولت هاي اروپايي در قرون 16 و 17 آزادي نشر را خطري بالقوه براي امنيت کشور محسوب مي کردند، چرا که منبع خبري جز منبع حکومت در اختيار مردم قرار مي داد و از نظر دولت ها مخل امنيت عمومي در نظر گرفته مي شد.. زيرا آنها با تکيه بر حکومت اقتدار گرا، به محدود کردن انتشارات مي پرداختند. در ابتداي قرن 17 فکر تأسيس نوعي روزنامه که در فواصل منظم و مرتب چاپ شود، در اروپا مطرح شد حال آنکه دولت ها مانع چاپ و نشر می شدند. اين ايده باعث شد دولت ها برای پیشگیری از تحرکات بخواهند که ناشران جهت امور چاپي از «مجوز نشر» استفاده نمايند. به این ترتیب مطالب نشریات تا حد زیادی تحت کنترل دولت ها قرار گرفت....


ادامه مطلب


دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385-17:18 |   | مرجان اردشیرزاده | گروه  |لینک به نوشته
حقوق بشر و نسبیت گرایی فرهنگی

مدافعان حقوق بشر برای این حقوق دست کم سه ویژگی مهم قائلند: اوّلاً- این حقوق جهانشمول هستند، یعنی تمام انسانها از آن حیث که انسان هستند، صرفنظر از نژاد، دین، ملیت، طبقه اجتماعی، جنسیت، قومیت و غیره، صاحب آن حقوق هستند؛ مدافعان حقوق بشر برای این حقوق دست کم سه ویژگی مهم قائلند: اوّلاً- این حقوق جهانشمول هستند، یعنی تمام انسانها از آن حیث که انسان هستند، صرفنظر از نژاد، دین، ملیت، طبقه اجتماعی، جنسیت، قومیت و غیره، صاحب آن حقوق هستند؛ ثانیاً- این حقوق از اولویت اساسی برخوردارند، یعنی حداقلهای ضروری برای بهره مندی از یک زندگی کرامتمند و انسانی را مطالبه می کنند، و در غالب موارد وقتی که میان آنها و سایر حقوق یا ملاحظات تزاحمی پیش آید، این حقوق اند که ترجیح می یابند، و ثالثاً- اثبات آنها تکلیف آور است، یعنی به محض اثبات آنها مرجع یا مراجعی اخلاقاً (و در غالب موارد قانوناً) موظف به تأمین و تضمین آن حقوق هستند. از سوی دیگر، منتقدان حقوق بشر غالباً آن حقوق را دست کم از دو حیث مورد انتقادات مهمی قرار داده اند. این انتقادات را می توانیم در دو گروه تقسیم بندی کنیم: (الف) انتقادات مفهومی، و (ب) انتقادات مصداقی. از حیث مفهومی، غالب منتقدان حقوق بشر خصوصاً ادعای "جهانشمول" بودن مصادیق حقوق بشر را نظراً و عملاً اشکال برانگیز و غیر دفاع می دانند. از نظر این منتقدان، مدافعان "حقوق بشر جهانشمول" از تنوع چشمگیر فرهنگها، ادیان، و سنتهای ملّی در جهان غفلت می ورزند. فرهنگها و جوامع مختلف از هنجارها و ارزشهای متفاوتی پیروی می کنند، و هیچ معیار عینی ای برای برتری بخشیدن ارزشهای یک فرهنگ خاص بر سایر فرهنگها وجود ندارد. بنابراین، هیچ فرهنگی حق ندارد ارزشهای مقبول خود را جهانی فرض کند، و بکوشد آنها را بر فرهنگهای دیگری که از ارزشهایی متفاوت پیروی می کنند، تحمیل نماید. برای مثال، آنچه در فرهنگ غربی "خوب" و "شایسته" تلقی می شود، لزوماً در بستر فرهنگ اسلامی "خوب" و "شایسته" نیست. مدافعان "حقوق بشر جهانشمول"، در واقع می کوشند تا ارزشهای لیبرالی فرهنگ غربی را بر فرهنگهای دیگر تحمیل کنند. بنابراین، مدافعان "حقوق بشر جهانشمول" افرادی بی ملاحظه، خودمحور، و سلطه جو هستند. "بی ملاحظه" اند برای آنکه تفاوتهایی را که میان فرهنگها و نظامهای ارزشی گوناگون وجود دارد نمی بینند، یا به رسمیت نمی شناسند. "خودمحور" هستند برای آنکه ارزشهای فرهنگ خود را برتر از سایر فرهنگها می پندارند. و "سلطه جو" هستند برای آنکه می کوشند ارزشها و هنجارهای فرهنگ خود را به زور بر فرهنگهای دیگر تحمیل نمایند...



ادامه مطلب


سه شنبه پانزدهم اسفند 1385-18:53 |   | مرجان اردشیرزاده | گروه  |لینک به نوشته