
رودخانه دز و پل دزفول
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
لینک ها
جمعیت امام علی(ع)
رسانه نگاري و مدیریت رسانه
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
عنوانش بماند برای بعد
اندیشه
صدای ارتباط
اخبار جمعیت دانشجویی امام علی
فرحزاد
خبرگزاری واسونگ
دیوار نوشت های مرد طبقه سوم
خونه قدیمی
دزفول شناسی
گروه دزفول
آرشیو پیوندهای روزانه
از لحظه اي كه اين شايعات را شنيد م با خود زمزمه كردم: پناه بر پوشاننده عيبها
حسرت مي خورم اينبار نيز در امتحان رفوزه شديم . اين بار نيز نتوانستيم ابروي انساني را بخريم . داده هاي بي حساب پروردگاررا هر روز مي بينيم اما داده هاي با حساب او به هر كسي و هر ملتي داده نمي شود اول آنها را آزمايش مي كند فرصت مي دهد شايد لياقتي از خود نشان دهند . اما مي دانيد بعضي ها تحمل چيزهاي خوب را ندارند و زيبايي و عظمت را تاب نمي آورند.غلبه بر حس كنجكاوي كه در وجود تمام انسانها بويژه ما ايرانيان وجود دارد بسيار سخت است اما اگر از اين طريق آزمايش شويم چه ؟
همه ما اين شعر سعدي را كه : بني آدم اعضاي يكديگرند .. بخاطر داريم اما باز مانند بسياري از اموخته هايمان تنها در گوشه اي از ذهنمان خاك مي خورد و نمي دانيم چه موقع پرونده آن را بيرون بكشيم .اين بار با دامن زدن بر شايعه اي كه ترجيح مي دهم آن را شايعه بدانم انساني را زير پاي خود له كرديم برخي ازما فقط مي خواهيم موضوعي باشد تا درباره اش به حرافي بپردازيم اما زجه هاي كساني را كه داريم پايمالشان مي كنيم نمي شنويم . چقدر خوب مي شد اگر هر كس اين شايعات را مي شنيد مي گفت پناه بر پوشاننده عيبها ! و يا سي دي ها و عكس هاي اين سلاخي كردن آدم ها را كه در كشور ما هر از گاهي سر در مي آورد بدور مي ريخت و اهميتي نمي داد . ان گاه ديگر كسي به خود جرات نمي داد تا ابروي بشري را تكه تكه كند و با ان لذت ببرد. مي گويند تا خريداري نباشد كالايي به فروش نمي رسد.. مي دانم سخت است اما هر آزموني مشكل است . اگر كمي توجه مي كرديم له و لورده شدن خود مان را مي توانستيم حس كنيم . بله! عضوي بدرد آمد . مواظب باشيم شايد نفر بعد كه قرار است سلاخي شود خود ما باشيم . مي گويند تا خريداري نباشد كالايي به فروش نمي رسد..
زردتشت مي گويد: پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك ..تمام كتب آسماني و زميني ما نيز از اين قبيل سخن ها دارند اينبار پندار، گفتار و كردارمان زير سوال رفته . هميشه انساني فكر كردن راجع به يك شايعه بسيار سخت تر از بيان بي فكر آن است . سخن بر سر درستي يا كذب اين واقعه نيست كه البته آن هم مشخص است ،سخن بر سر عملكرد ما در چنين مواقعي است كه باز بهشتي را به خوردن سيبي فروختيم .
خدا مي خواست اين باربا حساب ببخشد آزموني سخت برگزار كرد اما بازمردمان آن قوم در اين آزمون رد شدند و ترجيح دادند در همان كلاسي كه بودند در جا بزنند .
لولا اذ سمعتموه ضن المومنون و المومنات بانفسهم خيرا و قالوا هذه افك مبين
" چرا هنگامي كه ( اين تهمت را شنيدند) مردان و زنان با ايمان نسبت به خود ( و كسي كه همچون خوئ آنها بود ) گمان خير نبردند ؟ چرا نگفتيد اين يك دروغ بزرگ و آشكار است؟!"
سه شنبه بیست و سوم آبان 1385-11:2 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

چهارشنبه هفدهم آبان 1385-20:52 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

تاسيسات فني اس.ام.اس در ايران با تاخير فراوان، در اواخر سال ۱۳۸۱ شمسي (اوايل سال ۲۰۰۳ ميلادي) در شرکت مخابرات راهاندازي شد و از آن پس با شتابي فزاينده رشد و گسترش پيدا کرد. به حدي که به عنوان مثال تنها ظرف ۶ روز٬ از ۲۹ اسفند ۱۳۸۴ تا ۶ فروردين ۱۳۸۵، ۱۷۵ ميليون اس ام اس به قيمت تقريبي دو ميليارد تومان، به نواحي مختلف کشور ارسال شد. از اين ميان تنها سهم روز اول سال ۸۵ بيش از ۳۰ ميليون پيام کوتاه بوده است.
ادامه مطلب
یکشنبه چهاردهم آبان 1385-22:32 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

در حاليکه نمايندگان مجلس درباره تعطيلات ناگهاني عيد فطر به محمود احمدي نژاد تذکر داده اند، کيهان در مقام سخنگوي انتصابي مردم ايران از "استقبال گسترده مردم از اين اقدام دولت" سخن گفت تا زمينه ساز آن چيزي باشد که رجانيوز، سايت نزديک به دولت "قورم قورم" آن را آغاز کرده است. اين سايت" در يادداشتي از اعياد ايراني انتقاد کرده و عيد نوروز را خسارت و کسالت بار خواند."[انتخاب]
بعد از اعلام ناگهاني تعطيلات عيد فطر،که به گفته احمد توکلي، چهره سرشناس جناح راست" از نظر اقتصادي مضر بود و از نظر اجتماعي چون بدون اطلاع قبلي بود، مردم را به دردسر انداخت"15 نماينده مجلس" در تذكري مكتوب به احمدي نژاد خواستارپرهيز از اتخاذ تصميمات خلق الساعه" شدند. بر اساس اين تذکر که به گزارش ايلنا" غلامعلي حدادعادل، رييس مجلسهفتم در آغاز جلسه علني" آن را قرائت کرد "بر ضرورت اجتناب از تصميمات خلق الساعه و غيركارشناسي نظير تعطيلات غيرمترقبه و بدون برنامهريزي اخير كه منجر به اخلال در نظام اقتصادي و سردرگمي و نارضايتي مردم شد" تاکيد شده بود.
روزنامه اعتماد ملي نيز تيتر اول خود را به اين مسئله اختصاص داد و نوشت: " ناگهان كشور تعطيل شد". و همراه با اين توضيح که: "تعطيلات چهار روزه عيد فطر دستکم 80 ميليارد تومان براي اقتصاد کشور زيان در برداشت."
و خبرگزاري فارس، نزديک به قوه قضاييه و از سايت هاي مورد تاييد وزارت ارشاد هم نوشت: "اين تعطيلات ناگهاني باعث شد بانک ها نتوانند پيش بيني براي مهيا کردن پول عابربانک ها داشته باشند و مردم با عدم موجودي در عابربانک ها روبرو شدند؛ همچنين اين اقدام باعث هجوم مردم در روز شنبه به بانک ها شد."
اما کيهان، که از پشت پرده ها خبر دارد، ساز خود را مي زند، چرا که:"از گوشه و کنار اطلاع مي رسد که تعطيلي بي مقدمه چهار روزه براي عيد فطر، مقدمه اي است براي کم کردن تعطيلات نوروز. در بعضي سايت هاي نزديک به دولت، از اين حرکت به عنوان نماد اسلامگرايي و مبارزه با خرافات ياد شده است".[ از سايت وب نوشت ـ محمد ابطحي]
"گوشه و کناري" که آقاي غلامحسين الهام، همسر خانم مريم رجبي، نويسنده کتاب "احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم" بر آن چنين نور مي افکند: "وي در پاسخ به اين که آيا دولت قصد دارد عيد فطر را گسترش دهد، گفت: گرايش ملي براي اينکه تعطيلي بيشتر از يک روز شود، وجود دارد."
و گرايش "ملي" را بايد کجا ديد؟ لابد درسايت طرفداران آقاي احمدي نژاد، شاگرد استاد مصباح يزدي. همان سايتي که عيد نوروز را "در رتبه پايين تري نسبت به اعياد اسلامي" قرار مي دهد و مي نويسد: " اسلام معيار عيد را توفيق پرهيز از عصيان پروردگار قرار داد و بنا بر همين اصل در هنگامه اعياد اسلامي همواره به توجه ويژه به الهيات ـ با نماز و روزه و ادعيه و زيارات و... - تأكيد نموده و از لهو و لعب كه غايتي غافلانه دارد، نهي فرمود. نگاهي به اعمال وارده در باب اعياد بزرگ اسلامي نظير فطر، قربان، غدير، جمعه و ولادات ائمه معصومين مصدق اين معناست. اما رويكرد اسلام به اعياد ايراني؛ اعياد ايراني از سويي به رفتارهاي انساني مانند صله رحم آراسته بودند و از سوي ديگر با برخي خرافه گرايي و سرگرمي هاي بيهوده آميخته. لذا اسلام در برخورد با اين معجون رفتاري مطلقاً تأييدي يا تكذيبي بروز نداد بلكه ضمن توجه به اين نكته كه يك مسلمان در درجه اول واجد هويتي اسلامي است و در نگاه بعد، عرب با عجم است، جايگاه اعياد اسلامي را آسماني و وراي اختراعات بشري ترسيم كرده و به موازات آن اعياد ايراني باستاني نظير نوروز را جهت و صبغه اي الهي بخشيد. با اين فرض، ايراني مسلمان درآغاز اين عيد ـ كه در رتبه پايين تري نسبت به اعياد اسلامي قرار دارد- متذكر اوامر الهي و دوري جستن از نواهي اوست" و بعد هم صغري و کبري فراوان براي آنکه:" توجه نگارنده در اين سطور فارغ از تأثيرات منفي كلان تعطيلات بلند مدت در حوزه اجرا، اقتصاد و فرهنگ ـ كه در جاي خود بسيار مهم و قابل بررسي است- معطوف به اولويت عيد اسلامي در نگاه يك مسلمان و لزوم توجه و بها دادن بيشتر به اين اعياد در تقويم كاري ملت مسلمان ايران است".
سخني که يک "منبع نزديک به دولت" در گفت و گو با سايت انتخاب، از پيرايه هايش مي کاهد: "با کاهش تعطيلات اعياد ايراني بالاخص عيد نوروز، به اعياد مذهبي مانند عيد قربان و عيد فطر اهميت بيشتري داده مي شود". و به اين منظور: "دولت پس از بررسي هاي طولاني مدت و مشاوره با متخصصان اين رشته،درنهايت کاهش جدي تعطيلي هاي عيد نوروز را نشانه گرفته است ".
بي جهت نيست که آقاي غلامحسين الهام در بازگشت از تعطيلاتي "فارغ از لهو و لعب که غايتي غافلانه دارد" به خبرنگاران مي گويد:"تعطيلي چه چيز شيرين و خوبي است". همان شيريني که نويسنده کيهان نيز به عنوان نماينده انتصابي مردم آن را مزمزه کرده است: " مردم راضي، زنجيره اي ها ناراحت" غافل از آنکه اگر قرار بر اين جابجايي ها باشد: "تقابل سنت هاي ملي و مذهبي از بدترين و خطرناک ترين کارهاي ممکن است که هم سنت هاي ديني و هم سنت هاي ملي را نابود مي کند. اهميت و عظمت تاريخي ايران و ايرانيان اين بوده که آغوش خود را بر روي اسلام باز کرد و آسيا – که امروز بيشترين جمعيت مسلمان در آنجاست – را هم مسلمان کرد ولي دست از سنت هاي ملي خود برنداشت. زبان فارسي را به عربي تبديل نکرد و به ايراني بودن خود افتخار کرد. سمبل ماندگار ايراني بودن هم در نوروز است. مبارزه با سنت هاي ملي مثل مبارزه با سنت هاي مذهبي است. همچنان که هيچ کس نمي تواند در ايران در مبارزه با دين موفق شود، کسي هم نتوانسته در مبارزه با ايرانيت و سمبل هاي آن توفيق يابد. نگراني از اين است که با شعارهاي مذهبي به جنگ سنت هاي ملي بروند و در نتيجه ايران را به سمت بي هويتي ديني و تاريخي بکشانند."[سايت وب نوشت ـ ابطحي]
سمتي که "يک منبع نزديک به دولت و حامي اين تصميم" در مورد آن مي گويد: "دولت در سال جاري در اقدامي پسنديده، حلاوت بهره گيري 4 روزه [3 روز تعطيلي بمناسبت عيد سعيد فطر+ روز جمعه] از دو عيد بزرگ اسلامي را در كام مردم نشانده است تا علاوه بر التفات مضاعف مسلمانان جامعه ايراني به مقتضيات يك عيد اسلامي، امكان جابجايي و ساماندهي تعطيلات را در عمل به مردم نمايانده باشد".
در پايان اين راه، "حلاوت" در انتظار است يا "نابودي سنت هاي ملي و سنت هاي ديني"؟
روزانلاین
چهارشنبه دهم آبان 1385-11:12 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته


عكسهاى خبرى در مطبوعات از جهات بسيار حائز اهميت هستند. عكس بهعنوان يك وسيله بيان از طريق ارتباط بصرى و غيركلامى با مخاطبان ارتباط برقرار مىكند، از اينرو نمىتواند بهطور كامل عناصر خبر را (كه، كى، كجا، چه، چرا، چگونه) به خواننده براى درك مفاهيم خبر منتقل كند. امّا عكس با بهكارگيرى فرهنگ تصويرى خوانندگان و نمايش بخشى از فضاى رويداد خبرى، مىتواند به درك و تجسم بهتر عناصر خبر كمك كند.
وقتىكه عكس خبرى در ارتباط با رويدادى چاپ مىشود، چون خبر كامل تنظيم شده است و عناصر خبر را در خود دارد، بنابراين از نظر انتقال عينى فضاى رويداد به درك متن خبر و ارتباط بهتر خواننده با مطلب كمك مىكند. در واقع عكسهاى خبرى كه همراه اخبار و گزارشها در مطبوعات به چاپ مىرسند، بهگونهاى خبر را كامل مىكنند، بهشرطى كه خبر با توجه به اصول علمى روزنامهنگارى و خبر نويسى صحيح تنظيم شده باشد. وقتىكه خواننده خبر را مىخواند، عكس به او كمك مىكند تا فضاى رويداد خبرى را عيناً آنطور كه به شكل مستند ضبط شده است رؤيت كند، و تصويرى واقعى از مكان رويداد مورد بحث در خبر را در ذهنش، بهتصور در آورد.
عكس خبرى در مطبوعات مانع از اين مىشود كه خواننده خود فضاى رويداد را تجسم كند. چون محل واقعه و آثار واقعى رويداد خبرى را عكس نشان مىدهد. در واقع عكس خبرى جزئى از فضاى واقعى را كه خبر در آن رخ داده است، نشان مىدهد. براى مثال وقتىكه خواننده خبر آتشسوزى در بازار تهران و يا در يك ساختمان مسكونى را بدون عكس مىخواند براساس اطلاعاتى كه خبر با تشريح رويداد بهاو مىدهد، بناچار برمبناى فرهنگ تصويرى خود فضاى عينى رويداد خبرى را پيش خود مجسم مىكند. بنابراين مىتوان گفت كه در چنين حالتى به تعداد خوانندگان خبر، هركس فضاى رويداد مورد بحث را به شكلى كه خود قدرت تجسم آن را دارد تصور مىكند. امّا اگر خبر آتشسوزى همراه با چند عكس خبرى دقيق چاپ شود، آن وقت خوانندگان بهطور يكسان فضاى واقعى رويداد را براساس اطلاعات بصرى، كه عكس به آنان مىدهد، پيش خود تجسم مىكنند، و بهتر موضوع خبر و چگونگى كموكيف آن را درك مىنمايند، بهطورى كه مىتوان گفت كه عكس خبرى در موارد بسيارى كاملكننده اخبار و گزارشهايى است كه بيشتر ابعاد عينى دارند.
حال اگر عكس خبرى بدون مطلب و خارج از حيطه مطبوعات ديده شود چه اتفاقى مىافتد؟ در اين مورد از آنجا كه لحظه ثبتشده در عكس، بدون متن خبر، تنها مربوط به موضوع و محتواى عكس مىشود، بنابراين عكس بدون آنكه بخواهد چگونگى يك رويداد خبرى را مطرح كند، مستقلاً در قالب ارتباط بصرى و غيركلامى مفاهيم خاص خود را در چارچوب بيان تصويرى به خواننده منتقل مىنمايد.
در واقع عكس خبرى بدون مطلب، بهعنوان يك پيام بصرى، به بيننده اجازه مىدهد كه برداشتى كاملاً آزاد از تصوير داشته باشد و براساس فرهنگ تصويرى خود، و ميزان شناخت آن تصوير، استنباط شخصى خود را داشته باشد. براى مثال، در عكس خبرى ساختمانى در حال سوختن ديده مىشود. مادرى دارد از پنجره كودكش را براى مأموران نجات كه در پايين ايستادهاند پرت مىكند- كودك روى هوا، مادر نگران، و...- حال اگر اين عكس به همراه تشريح ماجراى آتشسوزى در روزنامه چاپ شود، موجب مىشود كه خواننده با درك جزييات خبر، خود را كاملاً در محل حادثه احساس كند.
امّا اگر خواننده همين عكس را در آلبوم يك عكاس ببيند، بدون اطلاع از چگونگى ماجرا، براساس فرهنگ تصويرى خود مفاهيم ديگرى را از عكس درك مىكند. زيرا عكس در حدود فرهنگ ديدارى خود بهعنوان يك تصوير، مستقلاً با بيننده ارتباط برقرار كرده است و مفاهيمى از قبيل ترس، وحشت از مرگ، فداكارى، عشق مادر به فرزند، جدال با مرگ و مانند آنها را بيننده برمبناى فرهنگ تصويرى و قوه درك بصرى خود برداشت مىنمايد.
مطرحشدن عناصر خبر در مطبوعات و بهطور كلّى تشريح چگونگى روى دادن يك واقعه، عكس خبرى را در قالب اطلاعاتى كه متن خبر به خواننده مىدهد محدود مىكند و ارتباط بصرى او را با تصوير، تنها در حيطه ارتباط مكتوب با مطبوعات هدايت مىكند. اگر عكسهاى خبرى يكسال يك روزنامه پرتيراژ را در يك نمايشگاه عكس به معرض تماشاى عموم بگذاريم، برداشت بازديدكنندگان از عكسها چيزى جز آن نخواهد بود كه قبلاً هنگام خواندن خبر مربوط به عكسهاى فوق احساس كرده بودهاند.
در اصل، تفاوت در اين است كه عكس خبرى به همراه مطلب، نمىتواند با خواننده جدا از متن خبر ارتباط برقرار كند. بههمين خاطر عكس خبرى همواره مكمل خبر و در ارتباط با اخبار مطبوعات است. يعنى كه مخاطب خبر، عكس را خوب مىفهمد و از عكس، مطلب خبرى را بهطور جامع دريافت مىكند. بنابراين اهميت عكس در مطبوعات و همچنين اهميت بهرهبردارى از ارتباط بصرى و نقش آن در انتقال مفاهيم از طريق ارتباط مكتوب با مخاطبان روشن مىشود.

• عكس وقتى در مطبوعات تكثير مىشود جنبه خبرى پيدا مىكند:
وقتىكه عكس در روند ارتباط جمعى از طريق مطبوعات تكثير مىشود، جنبه خبرى پيدا مىكند. به بيان ديگر تا زمانى كه عكس تكثير نشده است، جنبه خبرى ندارد و تنها در قالب ارتباط بصرى با مخاطبان ارتباط برقرار مىكند.
ادامه مطلب
چهارشنبه دهم آبان 1385-10:56 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته


