
رودخانه دز و پل دزفول
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
لینک ها
جمعیت امام علی(ع)
رسانه نگاري و مدیریت رسانه
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
عنوانش بماند برای بعد
اندیشه
صدای ارتباط
اخبار جمعیت دانشجویی امام علی
فرحزاد
خبرگزاری واسونگ
دیوار نوشت های مرد طبقه سوم
خونه قدیمی
دزفول شناسی
گروه دزفول
آرشیو پیوندهای روزانه
دلش مي خواهد اين روزها زودتر تمام شود. صداي همهمه مردم، لحن تصنعي مجري تلوزيون كه سعي مي كند با فرياد و با خواندن شعر به همه بگويد ببينيد ما چقدر خوبيم!! ما هميشه به فكر هم نوعانمان هستيم چقدر برايش آزار دهنده است.. زرق وبرق هدايا چشمش را آزار مي دهد مجري تقريبا داد مي زند ما هميشه به ياد مستضعفان كشورمان هستيم و از كودكي مي پرسد: براي چي به اينجا آمده اي؟ كودك با هيجان به دوربين خيره مي شود و ميگويد : با مامانم اومديم به مستضعفا و يچه هايي كه چيزي ندارند و فقيرند كمك كنيم . مادرش هم با لذت به كودك نگاه مي كند و مي پرسد آقا كي پخش مي شه .. و صدايش در جمعيت گم مي شود.. از اين كلمات حالش به هم مي خورد وقتي به اول مهر نز ديك مي شود غم تمام دلش را مي گيرد از نداشتن كيف و كفش آنقدر اندوه ندارد كه از شنيدن اين كلمات . اين روزها با جشن عاطفه ها انگار او و خواهر و برادرانش با بقيه دنيا فرق دارند . ذهن كوچكش پاسخي نمي يابد تلوزيون سياه و سفيد و داغونشان را خاموش مي كند از خير تام و جري هم مي گذرد . به كوچه مي رود دوست ندارد دورتر شود زيرا همه جا پر است از عاطفه و نيكوكاري و او سرش گيج مي رود هر سال آن خاطره وحشتناك برايش تازه مي شود و دلش به درد مي آيد ، آن روز را خوب به ياد داشت چقدر شاد بودند كه براي الين و شايد آخرين بار به سينما مي روند فكر مي كرد بابا حسابي پس انداز كرده بود انگار لذتي از اين بالاتر وجود نداشت از يك هفته پيش كه فهميده بود قرار است به آرزويش يعني رفتن به سينما برسد خواب نداشت ژاكت قهوه اي اش را كه پوشيد زودتر از همه دم در حاضر شد همه چيز خوب بود و همه بودند مامان بابا و... به سينما كه رسيدند خيلي شلوغ بود مامان مي گفت امروز ارزونتر است چه خوب مي شد كه هميشه سينما ارزان تر بود! سر جايش كه نشست يك نفر جلوي ديدش را مي گرفت طاقت نياورد و گفت آقا مي شه سرت رو بياري پايين ؟ مرد نگاه همراه با عصبانيت و اخمي به او كرد و جوابش را نداد ناگهان كودك آن مرد به او نگاه كرد و بلند گفت : ا بابا اين همون ژاكت منه كه براي جشن عاطفه ها داديم به فقيراا !! كودك مدام به او نگاه مي كرد و با صداي بلند به دختر بچه كناريش گفت : آره ببين بالاي شانه اش سوخته بود مامان گفت ديگه نمي شه اين رو پوشيد من هم دادم به مشتضعفا. چند نفر هم برگشتند و به او زل زدند و بعد با نگاهي ترحم آميز سري تكان دادند.بالاخره مادر پسر بچه متوجه شد و او را ساكت كرد .
در دلش غوغا بود يادش رفت كه در سينما نشسته جايي كه هميشه آرزويش را داشته ، در صندلي آرزوهايش غرق شد. سينما تاريك شد همه ساكت بودند و هيچ كس قطرات مرواريد ي را كه به زمين افتاد جمع نكرد...
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385-18:40 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385-17:26 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

توقيف روزنامه شرق كه در آغازين روزهاي چهار سالگي گرفتار توقيف شد بازتاب بسياري در رسانه هاي داخلي،سايت هاي اينترنتي، و وبلاگ ها داشت.
روزنامه شرق، به نسل دوم روزنامه هاي اصلاح طلب تعلق دارد. اين نسل پس از توقيف فله اي مطبوعات در ارديبهشت سال 79 به تدريج توانستند در فاصله سال هاي 81 از خاكستر روزنامه هاي نسل اول سر بر آرند. روزنامه هاي شرق، اعتماد، كارگزاران، اعتماد ملي، اقبال، ياس نو، وقايع اتفاقيه، سرمايه و … برخي از مشهورترين روزنامه هاي اين نسل اند. با اين حال سه روزنامه ياس نو، جمهوريت، وقايع اتفاقيه و اقبال هر كدام در بزنگاهي حساس و پيش از آنكه راستگرايان دولت را در دست بگيرند، توسط قوه قضاييه و در ادامه توقيف هاي پرشمار پيشين از انتشار بازماندند، و اكنون تنها نامي از آنها در كنار روزنامه هايي چون صبح امروز، جامعه، توس، نشاط، اخبار اقتصاد، خرداد،فتح، آفتاب امروز، آزاد، بنيان، دوران امروز، بهار و چندين روزنامه توقيف شده ديگر در تاريخ مطبوعات ايران باقي است.
تريبوني نخبه گرا
از نيمه سال هشتاد گروهي از روزنامه نگاران جواني كه پيشتر تجربه روزنامه نگاري در روزنامه هاي توقيف شده را داشتند در روزنامه همشهري گرد آمدند. آنها ابتدا همشهري ماه را به سردبيري محمد قوچاني منتشر كردند، و اندكي بعد ضمائمي هفتگي با عنوان همشهري تهران را. سپس بخشي ازروزنامه همشهري با عنوان همشهري جهان، كه به "همشري دو" نيز شهرت يافت توسط همين گروه از روزنامه نگاران منتشر شد. با ورود راستگرايان به شوراي شهر تهران، معلوم بود كه همشهري نيز دستخوش تغييراتي اساسي خواهد شد. محمد عطريانفر،از اعضاي حزب كارگزاران و از نزديكان هاشمي رفسنجاني كه مديريت روزنامه همشهري را نيز بر عهده داشت، ترتيب انتشار روزنامه شرق را داد. شرق در زماني كوتاه توانست با هدف قرار دادن روشنفكران و نخبگان محبوبيتي پيدا كند و در فضايي كه تريبوني وجود نداشت به تريبون نخبگان كشور بدل شود.
محمد قوچاني سردبير جوان روزنامه شرق، در نخستين شماره اين روزنامه با انتشار سرمقاله اي اعلام كرد: "شرق براي ماندن آمده است." تيم روزنامه نگاران شرق به رغم جواني با تجربه اي كه در جريان سالهاي طلايي مطبوعات پس از انقلاب به دست آورده بود در سه سال گذشته تلاش كرد تا در بزنگاه هاي حساس ماندن را بر هر چيزي ترجيح دهد. هم از اين رو بود كه در يكي دو سال گذشته، بسياري عنوان"روزنامه محافظه كار" را به شرق دادند و حتا برخي جايگاه اين روزنامه را به تريبون اطرافيان هاشمي تقليل دادند. اما اين همه واقعيت نبود، چرا كه با تغيير تركيب مجلس به نفع راستگرايان و در نهايت فتح قوه مجريه از سوي آنها كار بر روزنامه نگاران ايراني به مراتب دشوار تر شد. اگر تا يك سال پيش دولت كمكي به روزنامه هاي نيمه مستقل نمي كرد لااقل فشار بر آنها را هم تشديد نمي كرد. اما وقتي حسين صفار هرندي، سردبير پيشين روزنامه كيهان به منظور "رصد تهاجم فرهنگي" به وزارت ارشاد وارد شد، خطاب به مطبوعات گفت: "مطبوعاتي كه بهاين مطالبدامن ميزنند بارها شنيدهايد كه ميگويند رسالت ما چنين است، رسالت را از كجا آوردهايد؟ رسالت كه از آن انبياي الهي است، شما چه كارهايد؟" و اين يعني آغاز به کار افتادن توپخانه در وزارت ارشاد.
با اين حساب مي شد پيش بيني كرد كه روزنامه اي كه مي خواهد بماند بايد يا خود را با اراده مسئولان جديد اين وزارتخانه هماهنگ کند يا آنكه عطاي "رسالت" مطبوعاتي را به لقايش ببخشد و در را تخته كند وگرنه درش تخته خواهد شد.
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385-12:57 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

حال که محمود احمدي نژاد، رييس دولت جمهوري اسلامي از دو روز پيش با راه اندازي يک سايت چهارزبانه اعلام کرده که از اين پس هر هفته پانزده دقيقه براي نوشتن وبلاگ وقت خواهد گذاشت، فيلترينگ و فشار بر نويسندگان اينترنتي افزايش يافته است. در تازه ترين اخبار اين چنيني، روز گذشته رييس دفتر اينترنت دادستاني تهران با تکرار اتهامات در مورد وبلاگ نويسان گفت: "تهاجم و شبيخون فرهنگي با ابزارهاي حوزه فناوري اطلاعات به سهولت ميتواند انتشار يابد."
اتهام به سرويس دهندگان
به دنبال انتساب ناشيانه اتهام جاسوسي اينترنتي به رامين جهانبگو و انتشار آن در روزنامه کيهان، روز گذشته خبرگزاري ايلنا سخنان رييس دفتر اينترنت دادسراي عمومي و انقلاب تهران را منتشر کرد که همان اتهامات است، منتها به شکلي گسترده تر. طوسي در اين اظهارات تاکيد کرد که: "تهاجم و شبيخون فرهنگي با ابزارهاي حوزه فناوري اطلاعات به سهولت ميتواند انتشار يابد." او با بيان اينكه: "در سال 82 ، آمريكا 50 ميليون دلار براي مقابله با فيلترينگ ايران سرمايهگذاري كرده است" ادعا کرد "مسائل غيرمجاز" از طريق "چهار سرويس وب، وبلاگ، چت و ايميل در اينترنت ارائه ميشود
ادامه مطلب
یکشنبه پنجم شهریور 1385-9:26 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

