
رودخانه دز و پل دزفول
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
لینک ها
جمعیت امام علی(ع)
رسانه نگاري و مدیریت رسانه
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
عنوانش بماند برای بعد
اندیشه
صدای ارتباط
اخبار جمعیت دانشجویی امام علی
فرحزاد
خبرگزاری واسونگ
دیوار نوشت های مرد طبقه سوم
خونه قدیمی
دزفول شناسی
گروه دزفول
آرشیو پیوندهای روزانه
شايد درميان نشريات کشور نشريات ادبي از جمله فقيرترين از نظر مخاطب باشند و در عين حال تاثيرگذار . ميهمانان امروز کافه تيتر از مطبوعات ادبي سخنها داشتند ميهماناني ارزشمند . اوايل جلسه هنگامي که شخصي مس خواست مسئله را از بعد تند و تيز سياسي بررسي کند با تذکر صاحب کافه روبرو شد و بدون هيچ کلامي جلسه را ترک کرد.و به اين ترتيب بحث نشست به بيراهه نرفت.و اما بشنويم از ميهمانان که درباره نقش مطبوعات ادبی در عرصه ادبیات معاصر سخن گفتند .
علی دهپاشي سردبيرمجله بخارا ابتدا سيري تاريخي از مطبوعات ادبي را شرح داد که از آغاز مشروطيت ُ شهريور20 حکومت حزب توده ( که خود بوجود اورنده موجي جديد در اين عرصه بود ) و پس از انقلاب که خود شامل دوره هايي مي شود ) شامل مي شد . وي ادبياتي که فروغ و سهراب و.. از ان بوجود آمدند را ادبياتي خالي از ايدئولوژي دانست كه البته در بسياري از دوره ها شاهد نشريات ايدئو لوژيك بو ده ايم . نكته مهم اين است كه افرادي مانند فروغ ، سهراب، اخوان ثالث و ديگران را نشريات ادبي معرفي كردند و انها از دل اين نشريات رشد كردند و همين نكته اهميت زياد اين نشريات را نشان مي دهد
سعیده آبشناسان مدير مسئول و سردبير مجله ادبي گوهران اهميت نشريات ادبي را در جريانات ادبي بويژه در بخش معرفي شاعران مترجمان و.. غير قابل انکار دانست و تظهار داشت : در حال حاضر جريان سازي را در حوزه نشريات ادبي کم مي بينيم و اين نشريات سعي داشته اند تعدادي شعر ُ ترجمه را در قالب يک نشريه ادبي منتشر کنند و اين مساله معمولا به سياست مدير مسئول و سردبيران برمي گردد . و انها به راحتي از درگيري هاي اجتماعي دورنگه داشته شده اند
اما درباره اينکه يک جريان به چه شکل درمي ايد سردبير مجله گوهران چنين توضيح داد:
اينکه صرفا بر ضد يک متن ادبي سخن گفته شود توليد جريان نمي کند ما جريان سازي هايي را در دهه 40 با مجله آرش حداقل داشته ايم ولي در حال حاضر همه حمله کردن را با جريان سازي اشتباه مي گيرند هر حمله اي يا نفي انديشه اي باعث جريان سازي نمي شود
آبشناسان در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرگزاري مهر گفت: مشکل ما نپرداختن به نقد نيست بلکه کمبود منتقد است . اکنون تعداد منتقدان ما بسيار کم است.
محمد آقازاد بر اين مساله اصرار داشت که ما بايد صبر کنيم تا شاهد ثمره نشريات دوره خود و جريانات حاصل از آن باشيم شايد بايد دست كم 50 شماره از مجله گوهران بگذرد تا بتوان نتيجه اي را به نقد نشست
دهپاشي در پايان افزود : با وجود تمام گفته ها جامعه ما صاحب تحولات بنياديني شده كه البته قابل تامل است . چند وقت پيش رضاسيد حسيني در مراسم بزرگداشت و سالگرد انتشار كتاب نقد ادبي اش گفت :باعث شادي من است كه اكنون درباره هر كدام از مباحث اين اثر در كشورمان كتاب وجود دارد در صورتي كه اين كتاب تا سالها تنها كتاب نقد ادبي در ايران بوده است.
چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385-22:19 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

بازنشستگى يك مسئله كاملاً عادى و براساس مقررات دانشگاه است كه هر سال انجام مى گيرد. امسال هم بازنشستگى به روال گذشته انجام شد، منتها سعى كرديم در حد امكان اساتيدى را كه به رتبه استادى رسيده اند و در سن بازنشستگى هستند، نگه داريم. بيشتر بازنشسته ها يا مربى هستند و يا استاديار. تعداد اندكى از آنها دانشيارند كه سنشان از ۶۵ سال به بالا است و مشمول مقررات بازنشستگى مى شوند.» اين جملات را رئيس دانشگاه تهران دكتر شيخ عباسعلى عميدزنجانى در پاسخ به خبرنگارى گفت كه از او درباره بازنشستگى اساتيد دانشگاه تهران پرسيده بود تا به جنجالى پايان ببخشد كه دانشجويان دانشگاه مادر به راه انداخته بودند. برخى از اساتيد علوم انسانى دانشگاه تهران بازنشسته شده بودند و اين امر اعتراض دانشجويان را به همراه آورده بود. معترضان اعلام كرده بودند كه اعتراض شان مبتنى بر چند دليل است. اولاً كسانى كه بازنشسته شده اند از اساتيد مبرز و شناخته شده اند و بازنشستگى شان به معناى محروم كردن دانشجويان از محضر آنان است. ثانياً به عقيده آنان، در فرآيند بازنشستگى تبعيض صورت گرفته است. بدين معنا كه برخى اساتيد كه هم سن بيشترى دارند و هم سابقه اى كمتر درخشان، هنوز بر سر كارند و اساتيدى چون محمد مجتهدشبسترى، مشمول بازنشستگى شده اند. ثالثاً مسئله بازنشستگى، نسبتى مستقيم با مسئله جايگزينى دارد. به عقيده معترضان، اين اقدام بيش از آنكه ناظر به خانه نشين كردن بازنشستگان باشد، داير به محور ورود افراد جديد و البته با ويژگى هاى خاص به عرصه دانشگاه است...
مسئله بازنشسته كردن اساتيد، مسئله تازه اى نيست. در سال هاى قبل هم با استناد به همين مواد قانونى، اساتيد دانشگاه ها بازنشسته مى شده اند و اساتيد جديد به جاى آنان مى نشسته اند. همين قانون نيز به كارگزاران اجازه مى داده است كه براساس ملاك هايى، در مورد برخى اساتيد، از اعمال مواد مذكور جلوگيرى كنند. قاعدتاً انصاف بايد داد كه هيچ كدام از منتقدان قادر به اثبات غيرقانونى بودن مسئله بازنشستگى نبودند و يا شايد اصلاً نباشند. بنابراين طبيعى است كه متوليان امور از اعتراض هاى دانشجويى اظهار تعجب كنند و به اعمال همين قانون در سال هاى گذشته استناد كنند.
اما قضيه در همين جا ختم نمى شود. همان قانون اجازه مى دهد كه دانشگاه ها از توانايى اساتيد بازنشسته نيز بهره مند شوند. اينجاست كه سليقه متوليان دانشگاه تعيين كننده است.
مى توان ملاك ها و معيارها را كاملاً صورى تعريف كرد و با اين اقدام خيل كثيرى از صاحبان معرفت را از دايره تنگ آكادمى بيرون كرد؛ كارى كه بارها در سال هاى گذشته و دولت هاى ديگر هم تكرار شد. مى توان سوابق و درجات كسى را ناديده گرفت و بر بى سابقه اى و بى درجه اى شخصى ديگر هم چشم فرو بست. بالاخره قانون اين اختيار را به دانشگاه داده است. به همين خاطر است كه شايد تنها نكته اى كه هم در اعتراض هاى منتقدان و هم در پاسخ هاى متوليان مغفول مانده است مسئله استقلال دانشگاه است. قاعدتاً قوانين موجود در اين حوزه نسبتاً كارآمدند و متناسب با قوانينى كه در ديگر كشورها اجرا مى شوند. نكته اما اينجاست كه اين قوانين با فرض وجود دانشگاه هايى مستقل و بى طرف به لحاظ سياسى و حتى اجتماعى تدوين شده اند
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385-10:8 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

ما خيانت كرده ايم. ما خيانت كرده ايم به همه آن بچه هايى كه فروردين ۸۴ به استاديوم آزادى رفته بودند و با آرزوى حضور ايران در جام جهانى تيم ملى را تا پاى جان تشويق كرده بودند و همان جا مرده بودند و آرزوهايشان را در راهروهاى ورزشگاه دفن كرده بودند و به خانه باز نگشته بودند تا ايران را در جام جهانى ببينند.
ما خيانت كرده ايم به آنها و البته همه ايرانيان. ما مى دانستيم در اين فوتبال چه خبر است و به بهانه حمايت از تيم ملى ننوشتيم. مى دانستيم از مربى اى كه در مقابل ضعيف ترين تيم هاى آسيا يك گل مى زند و چهل پنجاه دقيقه دفاع مى كند، چيزى در نمى آيد، اما ننوشتيم. نوشتيم اما كم نوشتيم. اين آخرى ها همه مان بى خيال شده بوديم و عقلمان را به احساسمان فروخته بوديم. راستش اعتقاداتمان را در روياهايمان غرق كرده بوديم. مى دانستيم كه فلان بازيكن در تمرينات به بهمان بازيكن پاس نمى دهد و مى دانستيم كه هر دوى اينها بايد در جام جهانى كنار هم بازى كنند و نمى پرسيديم آخر بين دو بازيكنى كه در تمرينات به هم پاس نمى دهند، چگونه هماهنگى به وجود مى آيد. ببخشيد. از همه شما عذر مى خواهيم. مى دانيم كه پس از شكست مرثيه سرايى كردن هنر نيست. به خدا مى دانيم كه وقتى درخت مى افتد، تبرزن هم زياد مى شود. حالا چه اشكالى دارد كه ما هم يكى از آن تبرزنان باشيم؟ آخر چرا نبايد از اين همه آدم كه عاشقانه زل زده بودند به صفحه تلويزيون و دل توى دلشان نبود، بپرسيم: با چه استدلالى منتظر پيروزى ايران بوديد؟ مى خواهيم از تو بپرسيم: مگر مربى تيمت را نمى شناختى عزيزم؟ مگر نمى دانستى كه با يك آدم ترسو طرفى كه حتى از سايه اش هم مى ترسد و نامش حتى از نام بازيكنان گمنام ايران هم كوچك تر است؟ مگر به اين نرسيده بودى كه او حتى در بازى با تيم هاى باشگاهى هم على دايى را نيمكت نشين نمى كند؟
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385-9:36 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

Beat Reporting به نوعي از گزارشگري تخصصي گفته مي شود كه در آن گزارشگر يا گزارشگران به صورت روزانه تنها با يك موضوع سر و كار دارند و مجبورند هر روز يا حتي هر ساعت براي پوشش حوزه تخصصي خود به منابعي تكراري و آدم هايي هميشگي رجوع كنند.
اگر كسي براي ده سال – كمتر يا بيشتر ، مهم استمرار و تجربه است - فقط و فقط مثلا در حوزه بانك ، بورس يا يك رشته خاص ورزشي مثل فوتبال در روزنامه يا رسانه ديگري خبر يا گزارش بدهد ، يك بيت ريپورتر است.
معادلي كه مي توان براي (Beat Reporters) در فارسي پيدا كرد عنوان:«خبرنگاران حوزه اي» است كه استفاده از آن اگاهانه يا ناآگاهانه در بسياري از مطبوعات رايج است.
مثلا خبرنگار حوزه مجلس ، خبرنگار حوزه دانشگاه و يا خبرنگار حوزه آموزش و پرورش و.... با اين حال علي رغم ايران كه كمتر ديده مي شود خبرنگاري سال ها فقط و فقط در يك حوزه به صورت تخصصي فعاليت كند ; Beat Reporting يا همان خبرنگاري حوزه اي ، در روزنامه نگاري كشورهاي پيشرفته امري بسيار رايج و بديهي است و اگر به جوايز پوليتزر روزنامه نگاري نگاهي بيندازيد مي بينيد كه اساسا يك بخش مخصوص به «خبرنگاران حوزه اي» در نظر گرفته شده و هر سال برنده ويژه اي دارد.
از ويژگي هاي خبرنگاران حوزه اي اين است كه اشراف بسيار زيادي به حوزه فعاليت خود دارند و به راحتي مي توانند حوزه مربوط به خود را نقد كرده و درباره آن يادداشت ، گزارش ، مصاحبه و مطلب تهه كنند و اين حرفه به تدريج از آنها يك كارشناس مسلط در همان حوزه مي سازد كه حتي برخي از آنها مورد مشورت نخبگان سياسي و اجتماعي قرار مي گيرند.
از معايب خبرنگار حوزه اي بودن تكرار و يكنواختي دوره اي كار است. مثلا ممكن است در مدتي طولاني در حوزه خبري يك خبرنگار حوزه اي هيچ اتفاق خارق العاده يا جالبي روي ندهد و او كار روزانه كسل كننده اي داشته باشد.
اين امر البته در همه حوزه ها يكسان نيست و در برخي از حوزه ها تنوع و رويدادها بسيار زياد است.
در روزنامه نگاري پيشرفته حتي خبرنگاران حوزه اي را به حوزه هاي مشخص تر و تخصصي تري تقسيم مي كنند.
مثلا خبرنگاري كه براي صفحه ورزش يك روزنامه مطلب تهيه مي كند لزوما قرار نيست از همه زمينه هاي ورزشي آگاهي داشته باشد.
ادامه مطلب
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385-20:2 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

غروب بود و هوا خنك و دلچسب، پياده روي پايان دلپذيري به يك روز خوب مي داد . مسير طولاني را پشت سر گذاشتم فرصت كافي هم داشتم تا به عابران پرشتاب خيابان انقلاب نگاه كنم چقدر رنگارنگ در عين حال شبيه به هم هستند به ياد مطالب كتاب دكتر فرهنگي و فضاي شخصي ، فاصله نگريستن و... افتادم تمام مطالب را با واقعيت روبرويم قياس مي كردم كه ناگهان چهره اي ، نگاهي مرا متوقف كرد احساس كردم نمي توانم ناديده بگيرمش از آن چشمان چند قدمي دور شدم ولي انگار نيرويي مرا وادار مي كرد كه راه آمده را باز گردم .بازگشتم چشماني كه مرا با خود مي برد نگريستم چقدر معصوم و خسته . پسرک بیشتر از ۱۰ سال به نظر نمی رسید .جلوي دانشگاه نشسته بود ، قفس مرغ عشق و فال حافظ جلويش بود چيزي نمي گفت فقط نگاهم كرد . گفتم خودت يكي از اين فالها را برايم انتخاب كن .همين كار را كرد . پرسيدم: مدرسه نمي روي انگار غم چشمانش بيشتر شد با صدايي كه يه زحمت شنيده مي شد گفت: نه
از اينكه اين سوال را پرسيدم بسيار شرمنده شدم و پشيمان، دوست داشتم بيشتر با او حرف بزنم ولي چه مي توانستم برايش بكنم :هيچ . براي آن صورت زيبا و معصوم هيچ .. در برابرش احساس حقارت مي كردم .
انگاردوست نداشت يا شايد هم اجازه نداشت با عابرين حرف بزند . تنها كاري كه كردم يك تشكر و خدا حافظي.
حالا ديگر غروب برايم غم انگيز شده بود فكر نمي كردم نگاه كودكي مرا چنين به هم بريزد . آه كه چقدر ما انسانها مي توانيم ضعيف باشيم من حتي نمي توانم كودكي مثل او ر اشاد كنم.ميدانم دلسوزي من برايش هيچ فايده اي ندارد ولي از ضعف خودم و همنوعانم خجالت زده و خشمگين شدم ميدانم شايد عابرين حتي به او نگاه نكنند .فكر كردم اگر روزي باز خواست شويم براي ناديده گرفتن هم نوعانمان "هيچ "نداريم كه بگوييم . شايد كور محشور شويم . اگر چنين شود لااقل مي دانم كه هيچ اعتراضي ندارم . زيرا ناديده گرفتن چشمان كودكاني مثل اوگناهي نابخشودني است . چه كسي برايش مرهم است چگونه با اين بي رحمي دورو ورش زندگي كند ذهن كوچكش آيا توان تحمل اينهمه حسرت ، تضاد و نياز را دارد....
.فالي را كه در دستم بود باز كردم :
ابروي دوست كي شود دستكش خيال من كس نزدست از اين كمان تير مراد بر هدف
دوشنبه پانزدهم خرداد 1385-13:3 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

دوشنبه پانزدهم خرداد 1385-10:46 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

یکشنبه چهاردهم خرداد 1385-10:31 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

عنوان كامل سياست ارتباط جمعي در مورد اينترنت
نويسنده رونالد كي رايت
مترجم زهرا بابازادگان
سال انتشار 1383
انتشارات كارگزار روابط عمومي 88315270 www.iranPR.org
تعداد صفحه 70
قيمت 9200ريال
چاپ اول
چهارشنبه دهم خرداد 1385-21:41 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

□ اگر دانشمند و درسخوانده شدی، خدا آن روز را نیاورد كه مردم را به خاطر اینكه هوش و دانایی تو را ندارند، تحقیر كنی یا نسبت به آنها و حرفهایشان بیحوصلگی نشان دهی. وگرنه وای به حالت، وای وای به حالت».
انتوان چخوف
دوشنبه هشتم خرداد 1385-19:50 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

روزنامه لس آنجلس تايمز در ايالت كاليفرنيا چاپ و در سراسر غرب آمريكا توزيع مى شود. تا سپتامبر ۲۰۰۵ اين روزنامه با شمارگان ۸۴۳ ۴۳۲ خواننده در هر روز دومين روزنامه كلان شهرها پس از نيويورك تايمز در آمريكا بوده است. در حال حاضر سردبيرى اين روزنامه را دين پى. بكت به عهده دارد و مالكيت اين روزنامه در اختيار شركت تريبيون است. به طور كلى لس آنجلس تايمز از موضعى بيطرفانه در ارائه مطالب برخوردار است اما در بخش سردبيرى داراى گرايش چپ ميانه است. در گذشته اين روزنامه مالك ايستگاه تلويزيونى KTTV بود. لس آنجلس تايمز ۳۷ جايزه پوليتزر را تا سال ۲۰۰۴ به دست آورده است. از جمله آنها مى توان به ۴ جايزه اشاره كرد كه در رابطه با ترسيم كاريكاتور در سرمقاله كه هر يك از موارد در زمينه گزارش هاى خبرى روشنگرانه مربوط به آشوب هاى واتزو شورش هاى سال ۱۹۹۲در لس آنجلس دريافت شده است. در سال ۲۰۰۴ اين روزنامه با كسب ۵جايزه، از نظر تعداد دريافت جوايز در يك سال پس از نيويورك تايمز، مقام دوم را تصاحب كرده است. بر طبق سالنامه جهانى، در سال هاى اخير روزنامه لس آنجلس تايمز درميان روزنامه هايى كه در سطح آمريكا به صورت گسترده توزيع مى شود به مقام چهارم نايل شده است.
• تاريخچه
اين روزنامه در ابتدا با عنوان لس آنجلس ديلى تايمز در ۴ دسامبر سال ۱۸۸۱ انتشار يافت اما به زودى ورشكست شد. كمپانى ميرور كه چاپخانه اين روزنامه بود، اداره آن را به دست گرفت و كلنل هريسون، گرى اوتيز ستوان سابق اتحاديه ارتش سابق را به عنوان سردبير اين روزنامه منصوب كرد. اوتيز روزنامه را از لحاظ مالى به موفقيت رساند.
ادامه مطلب
یکشنبه هفتم خرداد 1385-20:2 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

"بنده اصلا قرار نبود در مناظره با آقاي نوبخت در مرحله دوم انتخابات حضور داشته باشم. حتي در دور اول هم حداقل چهار تن از کانديداها مستقيما با من تماس گرفتند تا به آنها کمک کنم که رد کردم. ولي وقتي در مرحله دوم ديدم کسي همه امکانات را دارد دلم به حال مظلوميت آقاي احمدي نژاد سوخت. يک روز آقاي احمدي نژاد بنده را احضار کرد و با ادبياتي مثل دکتر جان و اين گونه حرف ها، از من خواست تا دفاع از او را بر عهده بگيرم، اما من اين مسئله را قبول نکردم. بعد از اينکه صحبت کرديم، به شوخي به ايشان گفتم حالا برنامه اقتصادي تو کجاست؟ چه بايد بگويم که وي در جواب من گفت، تو خودت استادي. در آن جا چيزي بگو. من حتي تا آخرين لحظات هم نمي خواستم به استوديوي پخش بروم. به طوري که در ساعت ده و ربع شب، آقاي چمران و خانم سلطان خواه از شوراي شهر و اقاي علي احمدي از دانشگاه پيام نور به محل استوديو رفته بودند. اما بالاخره با من تماس گرفتند و چون منزل من نزديک صدا و سيما بود رفتم. طوري که تنها يک دقيقه پيش از شروع برنامه به آن جا رسيدم. بعد از انتخابات هم به رييس جمهور گفتم اراده خدا بود که تو بالا رفتي چون اراده خدا بر اين بود که من آن شب به تلويزيون بروم. اما اينها نشانه اين نيست که ما از سوي خدا تاييد شده ايم."
ادامه مطلب
شنبه ششم خرداد 1385-19:5 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

استراتژى براى تصميم گيرى هاى اخلاقى كاملاً مشابه با تصميم گيرى درباره امور ديگر است؛ تنها تفاوت اين است كه در هنگام تصميم گيرى درباره امرى اخلاقى بايد گزينش هايى را كه در پيش رو داريم برپايه اصول اخلاقى موجه كنيم. مى توان تصميم گيرى هاى اخلاقى را برپايه مدل زير بهينه كرد:
۱- آيا تصميمى كه گرفته ايم، ضرورى است؟ ۲-گزينش هاى ممكن را فهرست كنيم و بررسى كنيم كه هر گزينش بر پايه دلايل اخلاقى قابل توجيه است يا نه؟ ۳- براى هر گزينش و انتخابى كه پيش رو داريم الف- نتايج و پيامدهاى هريك از آنها را مشخص كنيم و اصولى چون «خودمختارى» و «عدالت» را درباره هر نتيجه و پيامد در نظر بگيريم، ب- اهميت هر نتيجه و پيامد را معلوم كنيم، ج - احتمال رخ دادن هر نتيجه و پيامد را در نظر بگيريم، د - مشخص كنيم كه هر نتيجه و پيامد به ضرر يا به نفع كدام گزينش است. ۴- در پرتو داده هاى به دست آمده از مراحل ۱ تا ۳ بين گزينش هاى ممكن قضاوت كنيم تا بتوانيم تصميمى معقول بگيريم. حال اين مدل را در مثال زير بررسى مى كنيم: «مريم قصد دارد با على ازدواج كند و قرار عروسى را نيز مشخص كرده اند.
على تا يك هفته قبل از عروسى خارج از كشور خواهد بود. دو هفته قبل از عروسى، مادرشوهر آينده اش دچار درد ناحيه شكم مى شود و پزشكان به او مى گويند كه بايد هرچه زودتر عمل جراحى كند. مادرشوهر مريم مى خواهد عمل جراحى بعد از انجام عروسى باشد، چون فكر مى كند على بعد از دانستن مسئله، عروسى را به تعويق خواهد انداخت. او از همه مى خواهد كه به على چيزى نگويند تا عروسى انجام شود. مريم معتقد است كه بايد به على مشكل پزشكى مادرش گفته شود. اما مادرشوهرش تاكيد دارد كه به على چيزى گفته نشود، مريم بايد تصميم بگيرد كه با مادرشوهرش همراهى كند يا با همسر آينده اش صادق باشد.»
حال فرآيند تصميم گيرى مريم را براساس مدل ارائه شده بررسى مى كنيم
ادامه مطلب
پنجشنبه چهارم خرداد 1385-11:49 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

يورگن هابرماس فيلسوف نامدار آلمانى در ۲۸ نوامبر سال ۲۰۰۵ ميلادى به مناسبت دريافت جايزه هولبرگ در دانشگاه نروژ تحت عنوان «مذهب در عرصه عمومى» سخنرانى كرد و طى آن از منظر فلسفى نكات قابل توجهى در باب تعامل و تفاهم مومنان و غيرمومنان در جهان مدرن بيان كرده است. اين سخنرانى اخيراً در ايران ترجمه شده و انتشار يافته و با استقبال گسترده محافل روشنفكرى مواجه شده است. به دليل اهميت مطالب آن و نيز به دليل جايگاه جهانى هابرماس به عنوان يك روشنفكر انتقادى و سكولار و نيز به خاطر افزايش خشونت در جهان و ضرورت صلح و مدارا در همه جا، مناسب ديدم كه در اين مجال و در اين محفل صميمانه اى كه در آن شمارى از روشنفكران هر دو جريان دينى و غيردينى حضور دارند، ايده ها و توصيه هاى اين متفكر را پى بگيرم تا گامى در جهت تقويت مدارا و تفاهم و عدالت بردارم.
ايده و آرمان بلند هابرماس در اين سخنرانى عبارت است از تحقق جامعه اى (جهانى يا محلى) براساس «تعامل» و «تفاهم» بين دو جريان قدرتمند و موثر سكولارها و دين ورزان. اما توصيه هاى ايشان براى رسيدن به اين هدف را مى توان چنين برشمرد: ۱- تصحيح مبانى معرفت شناسى سكولاريسم و تعالى آن به مرحله «پساسكولار» و نيز تحول در مبانى فلسفى و معرفت شناختى دينى با رويكرد هرمنوتيكى و پلورالستيك و تعالى آن به مرحله «پسامتافيزيك»، ۲- به رسميت شناختن موجوديت هر دو جريان در جهان مدرن، ۳- قبول فايد ه مندى مدرنيته و دستاوردهاى آن براى دينداران و فايده مندى ديانت و آموزه هاى اصيل معنوى دينى براى سلامت اخلاقى و مدرنى عصر مدرن، ۴- آزادى براى تمام شهروندان (از جمله مذهبى و غيرمذهبى) در حق استفاده از امكانات جامعه و حكومت و دولت و ۵- گفت وگو به قصد «يادگيرى» از هم و رسيدن به تفاهم و زيست انسانى مسالمت آميز در فضاى دموكراتيك و عادلانه. اصول پنج گانه ياد شده مورد تائيد من هم هست و لذا درباره آنها سخنى نمى گويم، اما اجازه مى خواهم به عنوان يك روحانى مسلمان و وابسته به جريان نوانديش دينى در ايران چند نكته را در همين زمينه بگويم
اشکوری
ادامه مطلب
پنجشنبه چهارم خرداد 1385-11:27 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

پنجشنبه چهارم خرداد 1385-8:59 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته

گسترش موج بيكارى در اثر افزايش شديد دستمزد كارگران از ابتداى امسال، تشديد اختلافات كارگرى در بسيارى واحدهاى صنعتى به دليل تفاوت گذارى در ميزان افزايش دستمزد كارگران قراردادى با كارگران رسمى، اعلام رسمى ناتوانى سازمان تامين اجتماعى در پرداخت حقوق بازنشستگان پس از افزايش اخير توسط دولت و اعلام خطر ورشكستگى اين سازمان و... تنها بخشى از آثار «فورى» تصميم گيرى هاى اقتصادى دولت نهم در ۸ ماه اخير را بازتاب مى دهند.
اگر اين آثار و نتايج وخيم و پردامنه با عوارضى ماندگار در ساختار اقتصادى و اجتماعى ايران موجب شده باشد تا تصميم سازان و سياستگزاران اقتصادى دولت سرانجام دريابند كه «اقتصاد» بيش از آنكه وسيله اى براى سوار شدن بر موج احساسات عمومى باشد، «علم» است و با آن نمى توان راه به شوخى پيمود، آن را سهل انگاشت و به بازى گرفت، باز همه اين هزينه ها چندان بيهوده بر دست ملت ايران گذاشته نشده و مى توان آن را به حساب تجربه اندوزى _ چندمين باره _ مسئولان جديد گذاشت. دنياى واقعى پيرامون ما بر حاكميت سلسله علت و معلول بنا شد و نمى توان در مسيرى اقدامى كرد و نتايجى كاملاً مغاير با مقدمات از آن انتظار داشت. در اين دنيا و قوانين حاكم بر آن، ده ها سال است كه هم كارگران و هم كارفرمايان دريافته اند كه تثبيت يا كاهش دستمزد كارگر همانقدر براى منافع كارفرما زيانبار است كه افزايش بى حساب و كتاب دستمزدها به بيكارى و افلاس بيشتر كارگران مى انجامد؛ تثبيت يا كاهش مستمرى بازنشستگان همانقدر شاغلان امروز را از فرداى نامطمئن نااميد مى كند كه افزايش شديد و بى رويه آن به كلى «فرداى» بازنشستگان را از آنان مى گيرد و تباه مى كند؛ «ضيافت نفتى» اسراف گونه امروز به خمارى اى مى انجامد كه نتايج سياسى و اجتماعى آن غيرقابل پيش بينى است.فشار بيش از حد براى به كرسى نشاندن اينكه تخصيص ۱۰۰ درصد بودجه عمرانى در ۶ ماه شدنى است، به ريخت و پاش ها دامن مى زند بى آنكه اهداف اين تخصيص زودرس تحقق يافته باشد؛...
اما به عنوان نمونه ، اظهارات هم رئيس و هم سخنگوى دولت در اين چند روز متاسفانه هيچ نشانى از اينكه اين رويدادها و پيامدهاى ناگوار آن درسى _ گرچه بيش از حد گران قيمت _ به كسى آموخته باشند، به دست نمى دهند. در اجتماع كارگران در روز جهانى كارگر، رئيس دولت براى كارگران شكوه مى كند كه «گروهى اقتصاددان غرب زده مى گويند افزايش دستمزدها تورم زا است.»
ادامه مطلب
سه شنبه دوم خرداد 1385-8:40 | | مرجان اردشیرزاده | گروه |لینک به نوشته


